الشيخ حسين المظاهري

22

تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى)

اقْرَأ بِاسْمِ رَبّكَ الَّذي خَلَقَ ، خَلَقَ الانْسانَ مَنْ عَلَقٍ ، اقْرَأ وَرَبُّكَ الٌاكْرَمُ الَّذي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ، عَلَّمَ الانْسانَ مالَمْ يَعْلَمْ » ( علق / 1 - 5 ) از نظر قاعده براعت استهلال « 1 » ، اين آيات بايد فشرده همه آيات باشد . اين آيات بايد برنامه بيست و سه‌ساله پيغمبر اكرم ( ص ) را تعيين كند . مىدانيد ادبار سمشان اين بود كه در خطبه كتابشان براعت استهلال داشتند ، و در اين خطبه به‌طور فشرده تمام فصلها و مسايل كتاب را مىآوردند و اين خود يك نحوه فصاحت و بلاغت و شاهكار در ادبيات است . براعت استهلال قرآن اين آيات به منزلهء براعت استهلال است و مىبينيد كه از اول تا آخر آيات رنگ علم و تعليم و تعلم و معلم دارد . در اين آيات دوبار اطلاق معلم برخدا شده است ، در جمله

--> ( 1 ) - قاعده براعت استهلال از فنون بلاغت به حساب مىآيد و در علم بديع از آن بحث مىشود . در كتاب مختصر المعانى فصلى جداگانه ترتيب داده و در آن از سه مطلب كه براى هر نويسنده ، گوينده و شاعر بسيار حايز اهميت مىباشد بحث كرده است . اين سه مطلب عبارتند از : يك : حسن الأبتداء يا حسن‌الأفتتاح ، يعنى سخن را از جاى خوبى شروع كند ، الفاظ جذابى را به كار گيرد و پرجاذبه باشد ؛ دو حسن‌التخلص ، يعنى به خوبى از عهده كار برآيد و مطلب را به خوبى برساند ؛ سه : حسن‌الأنتهاء ، يعنى به خوبى سخن را به پايان ببرد و پايان سخن جالب و جاذب باشد به طورىكه حلاوت و شيرينى آن در جان شنونده و خواننده اثر خوبى به‌جا بگذارد . اگر حسن‌الأبتداء مناسب مقصود هم باشد ( يعنى اگر در سياست صحبت مىكند مناسب آن باشد ، اگر در ديانت صحبت مىكند مناسب آن باشد و اگر در اخلاق صحبت مىكند مناسب آن باشد و همين‌طور ) ، در اين‌صورت حسن‌الأبتدا با « براعه‌المطلع » و يا به عبارت ديگر با « براعه‌الأستهلال » تقارن پيدا مىكند و تنها در اين هنگام ، سخن ، سخنى مطلوب است و به بهترين وجه ادا شده است . - به شرح نهج‌البلاغه خوبى ( ج 1 ، ص 111 ) وجواهرالبلاغه هاشمى مصرى مراجعه شود . ضمناً استاد خود تا حدى به مفهوم براعت استهلال اشاره فرموده است .